دنیای آدمک ها

واسه تموم آدمک ها

الهی...

آن که در تنها ترین تنهایی هایم تنهایم گذاشت

کاش...

در تنها ترین تنهاییش تنهای تنهایش کنی.....   .



|پنجشنبه چهارم مهر 1392| 18:10|آدمک|

 

دیگر نمیگویم گشتم نبود نگر نیست

بگذار صادقانه بگویم گشتم اتفاقا بود

فقط مال من نبود بگذار دیگری بگردد

شاید مال او باشد... .

|جمعه بیستم مرداد 1391| 17:30|آدمک|

 

هر آهنگی که گوش می دهم به هر زبانی

که باشد بغضم را می شکند...

نمی دانم بغضم به چند زبان دنیا مسلط است... .

|شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391| 17:5|آدمک|

 

هیچ کس نفهمید !

شاید شیطان ، عاشق حوا بود که بر

آدم سجده نکرد... .

|پنجشنبه هفدهم فروردین 1391| 14:50|آدمک|

ادمک

در پشت دریاهای دور ...
میان صحراهای بلند..
ادمکی است تنها ...
میان کلاغ های مغرور...
ادمکی است  پشت خمیده ...
 از پس فردای غروب...
کلاغی گفت بی دست وپا...
 ادمک غمگین و تنها...
گفت : دورشو ای کلاغ سیاه ...
توچه می دانی مهربانی چیست؟؟؟...
گفت: تو مهربانی کن که شر تو بیش از خوبی توست...
منفعت مال ما ...ننگش مال تو...
ادمک اهی کشید...
 پس پشت دریا ها سخن از من این چنین است...
ادمک گریست با غم بسیار...
فریاد زد برید ای کلاغ ها زاغ ها ...
که فریاد اه این چنین است...
عمری ایست با لب های بسته ...
خوبی کردم بدی کردین ...
حال بدی می کنم...
که پشت دریا های دور سخن گویند...
ادمکی است مغرور که از نامردی روزگار نامرد شد....

|پنجشنبه هفدهم فروردین 1391| 14:46|آدمک|

MiSs-A